دکتر سید ضیاءالدین تابعی

سید ضیاءالدین تابعی، متولد ۲۰ دیماه ۱۳۲۴ در شهرستان استهبان (استان فارس) و چهرهای نامآشنا و ماندگار در عرصه پزشکی ایران است.
دکتر تابعی، بیشتر دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاه خود سپری کرد و در سال ۱۳۴۴، با قبولی در رشته پزشکی دانشگاه تهران، وارد دنیای طبابت شد. برای گذراندن دورههای تخصصی و فوق تخصصی، راهی ایالات متحده آمریکا شد و موفق به اخذ مدرک تخصص آسیبشناسی تشریحی و بالینی از دانشگاه میامی و مدرک فوق تخصص هماتوپاتولوژی (آسیبشناسی خون) از دانشگاه اموری گردید. ایشان در حال حاضر به عنوان عضو هیأت علمی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز مشغول به فعالیت است و ریاست دانشکده پزشکی شیراز را نیز در سوابق خود دارد.
دکتر تابعی در طول دوران فعالیت خود، مسئولیتهای متعددی را بر عهده داشتهاند که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
– عضویت در هیأت امنا و ممیزه دانشگاه
– عضویت در شورای عالی برنامهریزی وزارت بهداشت
– عضویت در شورای عالی انتقال خون
– ریاست انجمن حمایت از بیماران سرطانی استان فارس
– مسئولیت کمیته ثبت سرطان در بیمارستان نمازی
– مدیریت گروه پاتولوژی و گروه اخلاق پزشکی
– دبیری کمیته راهبردی رشته آسیبشناسی
– برگزیده شدن به عنوان چهره ماندگار در سال ۱۳۸۰
– کسب عنوان «استاد نمونه آموزشی» در جشنواره ابن سینا دانشگاه علوم پزشکی تهران
– دریافت لوح تقدیر از وزارت بهداشت به پاس کسب مقام «استادی ممتازی»
– برگزیده شدن در اولین جشنواره آموزشی شهید مطهری در بخش گروه رهبری و مدیریت آموزش (۱۳۸۷) به دلیل ارائه «فرآیند طراحی دوره آموزش مهارتهای ارتباطی با تلفیقی از الگوهای مهارتی»
دکتر تابعی، علاوه بر فعالیتهای اجرایی و آموزشی، در زمینه پژوهش و نگارش مقالات نیز فعال بوده و آثار متعددی را در حوزه پزشکی و آسیبشناسی به جامعه علمی ارائه کرده است. در سال ۱۳۹۴، فرهنگستان علوم کتابی تحت عنوان «مجموعه مقالات دکتر ضیاء الدین تابعی» را منتشر کرد که شامل مقالات ارزشمند ایشان در زمینههای مختلف است. برخی از عناوین مقالات ایشان عبارتند از:
– عوامل فرهنگی مؤثر بر سلامت
– الگوهای الهامبخش سلامت معنوی اسلامی
– مبانی دینی مسئولیتشناسی و مسئولیتپذیری در نظام آموزشی
– طب متعالیه و پاردایم پزشکی ژرف
– نظریه طب متعالیه
– رابطه پزشک و بیمار
– مسئولیت اجتماعی پزشک با تأکید بر چالشهای اخلاقی آن
– اخلاق در پژوهشگری
جناب آقای دکتر تابعی در سه فایل صوتی، موضوع دستیابی ایران به مرجعیت علمی در منطقه را مطرح مینمایند.
جهت آگاهی از فرمایشات ایشان، درادامه با بخش پیشکسوتان از وبسایت «گنجینه سلامت» همراه باشید.
فایل صوتی اول:
با سلام به تمامی عزیزان و سرورانی که دغدغهی سلامت مردم را از نظر جسمانی، روانی، روحی و فرهنگی دارند. برای کلیهی انسانها بهخصوص ملت شریف ایران، نکاتی را به عرض میرسانم.
اینجانب سید ضیاءالدین تابعی، از سال 1351 برای اخذ موضوع پایاننامه، خدمت جناب استاد ضیائی رسیدم. ایشان از همان زمان دغدغه داشتند که بایستی در آموزش پزشکی ایران تحولاتی انجام دهیم. در همین زمان، در دانشگاه مک مستر کانادا، به بررسی آموزش پزشکی و تجدیدنظر در سیستمهای آموزشی پرداخته شده بود؛ مسئلهای به نام PBL (Project Based Learning) یا در واقع آموزش از راه مسئله (آموزش مبتنی بر پروژه) عنوان شده بود که البته ما اطلاعی نداشتیم.
جناب استاد ضیائی نیز خواستند که در ایران، با استفاده از تحقیق آماری ثابت شود که آموزش فعلی دانشگاه علوم پزشکی تهران دچار اشکال است. با راهنماییهای ایشان، پرسشنامههایی تهیه شد و از تمامی دانشجویان در علوم پایه و علوم بالینی نظرسنجی صورت گرفت تا ببینیم چرا دانشجویان به علوم پایه توجه نمیکنند. نتایج نشان داد که به دلیل عدم آگاهی بر اهمیت و کاربرد علوم پایه، دانشجویان نسبت به آنها تمایلی نشان نمیدهند. اما اگر آموزش به روش PBL صورت گیرد، بهتدریج اهمیت این علوم نمایان خواهد شد.
به همین دلیل، جناب استاد ضیائی به ایجاد دانشکدهای به نام «دانشکده علوم تندرستی» اقدام کردند. هدف این بود که پس از مواجهه دانشجویان با مسائل بالینی، آنها بهتدریج به یادگیری علوم پایه در این ارتباط علاقهمند شوند.
در شیراز نیز توسط آقای دکتر رونقی، دو محل برای تربیت بهورز و بهدار روستایی در کوار، فسا و مرودشت ایجاد شد. متأسفانه، بعد از انقلاب، تعدادی از این مراکز مسدود شدند و آموزش پزشکی به شکل معمول ادامه یافت.
اما در سال 1367 به خاطر کمبود شدید پزشک، مسئلهی ادغام وزارت بهداشت در وزارت بهداری سابق انجام شد و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تأسیس گردید. خوشبختانه طی چند سال کمبودهای پزشکی و تخصصی کشور تا حد زیادی برطرف شد. ولی متأسفانه به کیفیت آموزش توجه چندانی نشد. از همین ربع قرنی که این اقدام صورت گرفت، کسانی که بهطور کلی دغدغهی سلامت را داشتند، کیفیت آموزش را مد نظر قرار ندادند. اخیرا هم مسئلهای به غلط در ذهن برخی از دولتمردان جا افتاده، پزشکی خانواده، و مسئلهی روز قرار گرفته است.
در زمانهایی که دکتر ضیائی بر روی علوم تندرستی کار میکردند، برنامههایی برای تربیت بهورز در نقاط محروم و روستایی و عشایر در فارس نیز انجام میشد. درمجموع میتوان گفت که برنامهی بهورزی در سه محل در ایران انجام شد؛ شامل آذربایجان غربی، استان فارس و همچنین اطراف تجریش. که البته بعد از انقلاب فقط قسمت آذربایجان غربی باقی ماند. از حق نمیتوان گذشت و باید گفت، با بهورزانی که تربیت شدند، مسئلهی مراقبتهای بهداشت اولیه یا PHC (Primary Health Care) تحقق پیدا کرد. در واقع این موضوع، خدمت بزرگی بود که در اوائل انقلاب اتفاق افتاد و هنوز هم ادامه دارد.
در سالهای اخیر موضوعی در جهان مطرح شده است که شامل سرعت تحولات تکنولوژی مانند نانوتکنولوژی، بایوتکنولوژی و اینفورمیشن تکنولوژی (تکنولوژی اطلاعات) که نوع پیشرفتهی آن همان هوش مصنوعی است، میباشد. هوش مصنوعی به سرعت در حال ایجاد تحول در پزشکی است بهطوریکه انتظار میرود طی 5 تا 10 سال آینده، شکل فعلی پزشکی دچار تحول بنیادین گردد و رباتها و ماشینهای هوشمند وظایف پزشکان عمومی و تخصصی را برعهده گیرند.
البته همزمان در دههی 90 میلادی، رئیس وقت سازمان بهداشت جهانی برای پزشکی «بعد چهارمی» در نظر گرفت. برای مزید اطلاع باید بگوییم، که از زمان آغاز رنسانس که پزشکی فعلی آغاز شد، پزشکی عمدتاً بر مسائل بیولوژیک متمرکز بوده است. در 200 سال اول، پزشکی بهعنوان پزشکی بایولوژیکال یا دامپزشکی شناخته میشد که بهواسطهی تجربیات علوم بیولوژی و پزشکی ثانویه رشد کرد. سپس، با ورود روانشناسی به حوزهی پزشکی، موضوع بایوسایکولوژیکال مدیسین به وجود آمد. بعد از آن، پزشکی اجتماعی نیز به این حوزه افزوده شد و بنابراین بایوسایکوسوشیال مدیسین نام گرفت. تا اینکه میرسیم به اواخر قرن بیستم و با ورود مفهوم سلامت معنوی به حیطهی پزشکی، اکنون صحبت از بایوسایکوسوشیال اسپریچوال میباشد. (ما اکنون انسان را موجودی چهار بعدی میشناسیم؛ «بایو، سایکو، سوشیو و اسپریچوال»، این ابعاد به معنای بیولوژی، روانی، اجتماعی و معنوی است.)
خوشبختانه همزمان با این تحولات پزشکی، خصوصاً در کشوری نظیر آمریکا که امکانات علمی زیادی دارد، به مسائل معنوی پرداخته میشود و پیرامون ارتباط روح، نفس و ذهن با بدن نیز مطالعاتی انجام شده است.
با ذکر این مقدمه، میپردازیم به اینکه حدود 20 سال پیش اندیشمندان، سال 1404 را به عنوان یک تارگت تعیین کرده بودند و قرار گذاشته بودند تا در این سال، ایران به مرجعیت علمی در منطقه دست یابد. که متأسفانه چنین اتفاقی نیافتاد و بایستی عذرتقصیر بیاوریم که در این حیطه کوششی انجام نشد.
حال با شروع سال 1404، باید اهتمام بیشتری بورزیم و برای دستیابی ایران به مرجعیت علمی در منطقه تلاش کنیم.
فایل صوتی دوم:
با سلام مجدد،
با توجه به مشکلاتی که امروزه در حوزهی سلامت ایران شاهد هستیم، لازم است دو نکتهی مهم را مطرح کرده و سپس به اصل موضوع بپردازیم.
همانطور که قبلاً اشاره شد، با ظهور تکنولوژیهای جدید، رویکرد درمان بیماران باید در دو سطح مورد توجه قرار گیرد: اول، درمان بیماران با شرایط نسبتاً ساده و آسان، و حتی مراقبت از بیماران با وضعیت پیشرفته در منزل. دوم، درمانهایی که در بیمارستانها ارائه میشوند.
برای درمان در منزل و رفع ۸۰ درصد از مسائل پزشکی مردم، ما نیازمند نیروهای به اصطلاح «همهفنحریف» هستیم. جوانانی که وارد دانشکدههای پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و رشتههای پیراپزشکی میشوند، باید به گونهای تربیت شوند که بتوانند ۸۰ درصد از مشکلات مربوط به خود، خانواده و جامعهشان را حل کنند.
به این ترتیب، همانطور که عرض کردم، طبابت به سمت «HomeCare» یا مراقبت در منزل تغییر جهت میدهد که ۸۰ درصد از نیازهای پزشکی مردم را شامل میشود.
شاید تنها ۴۰ تا ۵۰ درصد از بیماران به امکانات بیمارستانی نیاز داشته باشند. متأسفانه، در حال حاضر ما بیشتر در حال توسعهی بیمارستانها و واردات فناوریهای پیشرفته و گرانقیمت از خارج هستیم. از آنجا که خودمان در تولید این فناوریها نقشی نداریم، هزینههای پزشکی به شدت افزایش یافته و در عین حال، سیل جمعیت به سمت بیمارستانها روانه شده است.
به عنوان مثال، در بیمارستانی مانند بیمارستان نمازی شیراز، حداقل ۲۵۰ بیمار در بخش اورژانس بر روی برانکارد بستری هستند و این وضعیت در بسیاری از استانها نیز مشاهده میشود. البته ممکن است در شهرستانها میزان اشغال تخت کمتر باشد، اما به هر حال، این یک فاجعهی بزرگ است که در حال وقوع است و اگر به آن توجه نکنیم، اوضاع بحرانیتر خواهد شد.
بنابراین، پیشنهاد ما این است که انشاءالله از همین سال ۱۴۰۰ (سالی که آرزوی ما بود به مرجعیت در این زمینه برسیم)، شروع کنیم؛ چراکه «از هرجایی جلوی ضرر را بگیری، خود منفعت است.» حداقل وزارت بهداشت، فرهنگستانها، مجلس شورای اسلامی، شورای عالی انقلاب فرهنگی و… همگی با یکدیگر متحد شده و برای تربیت نسل جدیدی از دانشجویان و متخصصان، همگرا شوند. این دانشجویان که اغلب به دلیل استعداد بالای خود وارد رشتههای علوم سلامت میشوند، باید بر اساس یک برنامهی جدید آموزش ببینند.
حال، اگر این کلیات مورد توجه و دقت عزیزانی که در گروههای مختلف علمی فعالیت میکنند، قرار گیرد، میتوانم با کمک دانشگاه، برنامهی اجرایی آن را نیز ارائه دهم.
برای اطلاع بیشتر، باید عرض کنم که از زمانی که این موضوع به دغدغهی فکری من تبدیل شده است، خوشبختانه با رئیس وقت دانشگاه، معاون آموزشی، معاون پژوهشی، مسئول هوش مصنوعی، مسئول آموزش پزشکی و همچنین مسئول پزشکی اجتماعی، این موضوع را در میان گذاشتهایم و انشاءالله مشغول تدوین یک «مانیفست» یا «منشور» برای این طرح هستیم. امیدواریم که فرهنگستان، وزارت بهداشت و همچنین قوای سهگانهی کشور به این مسئله اهتمام بورزند و صدور مجوز برای پزشکی به شکل فعلی (که حتی با وجود امکانات بیمارستانی و غیره، باز هم کارآمد نیست) به شدت متوقف شود و به برنامهی جدید معطوف گردد. اگر کلیات این طرح مورد پسند واقع شود، جزئیات آن را نیز به اطلاع خواهم رساند.
السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته
فایل صوتی سوم:
و با سلام مجدد
به عنوان مثال عرض میکنم: فرض کنید یک یا دو دانشگاه در ایران این اختیار را داشته باشند که به موازات برنامهی پزشکی فعلی، این قسمت از پزشکی را که من شرح میدهم، اجرا کنند.
اگر از همین دانشجویان ورودی بهمنماه (به عنوان مثال در دانشگاه شیراز) شروع کنیم؛ تعدادی از دانشجویان علاقهمند، با پشتکار و معتقد به این تغییرات و تحولات هستند که میتوانیم از ظرفیت ذهنی خودشان استفاده کنیم و همزمان با آموزشهای رسمی و فعلی، با استفاده از هوش مصنوعی، مهارتهای آنها را افزایش دهیم. هدف این است که ثابت کنیم در یک بازهی حداقل ۴ ساله، میتوان کلیات پزشکی، علوم بالینی و حتی بخشی از فرآیندهای پرستاری، توانبخشی، بهداشت، روانشناسی، کمکهای روحشناختی، نفسشناختی و ذهنشناختی را هم به این دانشجویان آموزش داد.
به این ترتیب، اگر این برنامه ظرف ۱ تا ۳ سال با موفقیت انجام شود، میتوان آن را به بقیهی دانشگاهها هم تعمیم داد. البته وقتی میگویم دانشگاه شیراز، منظورم این نیست که دانشگاههای دیگر اگر داوطلب چنین برنامهای باشند، نمیتوانند شرکت کنند. بلکه این برنامه میتواند برای همهی دانشگاهها، به شکل اختیاری و موازی، آغاز شود و تحت نظارت تعدادی از اساتید دانشگاه و با تولیت وزارت بهداشت و فرهنگستان علوم پزشکی، انشاءالله اجرایی شود.
مطمئناً خداوند هم به ما کمک خواهد کرد و نباید از رحمت پروردگار مأیوس شویم «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ». با توجه به عهدی که با خداوند بستهایم که به عنوان انسانهای نیکوکار در زمین قرار بگیریم و انشاءالله مقدمات ظهور حضرت حجت را فراهم کنیم، باید همگی در این جهاد بزرگ و مقدس که برای سلامت انجام میشود شرکت کنیم و مسئله را جدی بگیریم. چرا که اگر سلامت و امنیت در کشوری تأمین شود، قسمتهای پژوهشی، آموزشی و سایر موارد به صورت ثانویه حل خواهند شد.
امیدواریم در دولت جدید، هم افرادی که در رأس دولت هستند و هم مسئولین شورای انقلاب فرهنگی، این صحبتهای حقیر سراپا تقصیر را جدی بگیرند و انشاءالله ما بتوانیم در سال ۱۴۰۰ این مسئله را شروع کنیم.
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
«گالری عکس»









دیدگاهتان را بنویسید